الشيخ أبو الفتوح الرازي

404

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كان اللَّه ( 1 ) ليتّخذ من ولد ، و قوله : وَما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ ( 2 ) . . . ، و المعنى و ما كان ( 3 ) لنبىّ ليغلّ ، و اين قولى لطيف است اگر او را شاهدى از لغت عرب باشد . * ( ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، آنگاه او مردمان را گويد بنده من باشيد و مرا پرستيد بدون خدا « ثمّ » از حروف عطف است ، و معنى او مهلت و تراخى باشد ، براى آن نصب كرد « يقول » را . و يك روايت از ابو عمرو رفع ( 4 ) است ، ثمّ يقول على الاستيناف ، اى ثم هو يقول ، و راوى اين قراءت محبوب است عن ابي عمرو . * ( عِباداً لِي ) * ، عبد اللَّه عباس گفت : « عباد » لغت مزينه ( 5 ) است ، و « عبيد » لغت عامّه عرب . * ( وَلكِنْ كُونُوا ) * ، معنى آن است كه : و لكن يقول ، و لكن گويد ، و قول بيفگند براى دلالت كلام بر او ، و اين از جمله [ آن ] ( 6 ) مواضع باشد كه در او حذف ( 7 ) قول كرد ، و اين را نظاير بسيار است در قرآن - و در مواضع خود بعضى گفته شد و دگر گفته شود - ان شاء اللَّه . او را آن نرسد ، و لكن رسد او را كه گويد ( 8 ) : * ( كُونُوا رَبَّانِيِّينَ ) * ، ربّانى باشى ( 9 ) . مفسران در معنى او خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس و حسن و ضحّاك گفتند مراد آن است كه : كونوا فقهاء علماء ، و اين قول روايت است از امير المؤمنين على - عليه السلام . پيغامبر را آن باشد كه گويد : فقيه باشيد ( 10 ) و عالم . مجاهد گفت : فقهاء و هم دون الاحبار ، گفت : فقيه دون حبر باشد . سعيد جبير گفت : معلَّمين ، يعنى آنان كه مردمان را علم و حكمت و قرآن آموزند . مرّة بن شرحبيل گفت : علقمه از جمله ربّانيان بود كه مردمان را قرآن آموختى . ابن زيد گفت : ولاة النّاس و قادتهم ، بعضى دگر گفتند : متعبّدان و مخلصان باشند .

--> ( 1 ) . كذا : در مج ، وز ، ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 2 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 161 . ( 3 ) . مج اللَّه ، با توجّه به نسخه بدلها و معنى جمله زايد به نظر مىرسد . ( 4 ) . آج : رافع . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عبادا لغت اهل مدينه . ( 6 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . وز ، مب ، مر : خلاف . ( 8 ) . مب ، مر كه . ( 9 ) . وز : باشيد . ( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق : باشى / باشيد .